کردی.اسلامی.تاریخی
..هر گونه استفاده از مطالب وبلاگ medie کاملا آزاد است..  
 
نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱ توسط فایق شریعت پناه |

1.ابن طفیل در سال 506 هجری در شهر کادیکس آندلُس اسپانیا متولد شد و در سال 580 هجری زندگی را بدرود گفت . او پزشک و منجم بود و در ریاضیات دست داشت . برجسته ترین کتابش حی بن یقزان است و این عنوان را از رساله ابن سینا گرفته . در این کتاب سه اسم وجود دارد که در رساله ابن سینا هم هست . اما سرنوشت آنها با هم متفاوت است . این سه اسم سلمان و حی بن یقضان و آبسال هستند . این کتاب دومین رمان فلسفی است که در جهان نوشته شده است . اولین رمان فلسفی منطق الطیر عطار نیشابوری می باشد . (البته این کتاب بر خلاف منطق الطیر عطار ، بصورت نثر است نه نظم. این کتاب تا کنون به چند زبان زنده دنیا ترجمه شده است و ترجمه فارسی آن به نام زنده بیدار در دسترس است)

 

داستان کتاب "حی بن یقظان" بدین شرح است :

در قدیم دو جزیره وجود داشت که نزدیک هم بود و در یکی از آنها گروهی از مردم می زیستند ولی در جزیره دیگر کسی زندگی نمی کرد .در جزیره مسکون دو تن از اهالی از لحاظ عقل خرد بر همتایان خود پیشی گرفتند . یکی موسوم به سلامان و دیگری موسوم به آبسال.آنکه به اسم سلامان خوانده می شد طوری با مردم کنار آمد که پادشاه آن جزیره شد.ولی آنکه موسوم به آبسال بود نتوانست با مردم کنار بیاید . چون پیوسته از مردم کناره می گرفت و گوشه نشینی می کرد و عاقبت تصمیم گرفت که از آن جزیره برود و در جزیره دیگر که غیر مسکون بود سکونت نماید . وقتی وارد جزیره دیگر شد حیرتزده دید که مردی دیگر نیز در آن جزیره سکونت دارد . در صورتیکه تصور می کرد هیچکس آنجا نیست و از آن مرد پرسید اسم تو چیست ؟

 او جواب داد که اسمش حی بی یقظان است .

 آبسال از او پرسید : در کجا متولد شده ای  و چگونه به این جزیره آمده ای ؟

حی بن یقظان گفت: من در همین جا متولد شده ام .

آبسال پرسید: پدر و مادر تو چه شده اند؟

حی بن یقظان گفت : نمی دانم چه شده اند . از روزی که خود را شناخته ام تنها هستم .

آبسال چند سئوال راجع به  جسم و روح و دین و خدا از او کرد و با تعجب شنید که آن مرد جوابهای صحیح داد . ازاو پرسید

تو که در این جزیره تنها بودی و معلم نداشتی چگونه به این نکات پی بردی چون پی بردن به این نکات مستلزم این است که انسان آنها را تحصیل کند

حی بن یقظان گفت : من بدون اینکه تحصیل کنم ، به تمام حقایق دین پی بردم

آبسال گفت : چگونه ممکن است انسان بدون اینکه تحصیل علم کند ، بتواند به حقایق پی ببرد؟

حی بی یقظان گفت : کافی است انسان یک مقداری از حقایق مربوط به جسم خود ومحیط اطراف را بشناسد تا بتواند به چیزهای دیگر پی ببرد و وقتی به چیزهای دیگر پی برد،می تواند از آنها برای پی بردن به حقایق دیگر هم استفاد کند . کسی که ده انگشت دو دست و ده انگشت دو پای خود را بشناسد و بداند دست چپ و راست کدام است ، می تواند از این معلومات برای پی بردن به معلومات دیگر استفاده نماید مشروط بر اینکه اندیشه خود را به کار بیندازد و عزم کند که به حقایق پی برد .

آبسال دانست که حی بن یقظان مدت 49 سال ، 7 بار هفت سال، برای کشف حقایق مشغول اندیشه بوده و توانسته به تمام حقایق که او از راه تحصیل به آن پی برده بود ، دست پیدا کند . آنگاه حی بن یقظان و آبسال با یک کشتی که برحسب تصادف به ساحل آن کشتی می رسد خود را به جزیره مسکون که سلامان در آنجا پادشاه بود می رسانند و می خواهند به مردم بفهمانند که هرکس اگر اندیشه خود را به کار بیندازد  و عزم کند به حقایق پی ببرد ، می تواند به آن حقایق برسد .

اما سکنه آن جزیره آن دو نفر را با برودت می پذیرند و طولی نمی کشد که برودت مردم مبدل به دشمنی می شود و حی بن یقظان و آبسال مجبور می شوند که از جزیره مسکون به جزیره غیر مسکون مراجعت نمایند و بقیه عمر را در این جزیره به سر ببرند .

منظور ابن طفیل در این کتاب این است که بگوید برای ادراک حقایق تحصیل علم ضروری نیست .همانگونه که یک درخت چون استعداد خود را به کار می اندازد و بدون تحصیل علم می تواند سیبهای سرخ و شیرین بدهد ، انسان هم اگر استعداد خود را که همان اندیشه اوست به کار ببندد، می تواند بدون تحصیل علم به حقایق پی ببرد . ( ازکتاب خواجه تاجدار جلد اول)

2- حیّ بن یَقظان از آثار تمثیلی عرفانی شیخ الرئیس ابوعلی سیناست. این داستان عرفانی را شیخ در "قلعه ی فردجان" نوشت و در آن شرح حال پیری از اهل بیت المقدس به نام حیّ پسر یَقظان آمده است. مراد از این حیّ بن یَقظان اشاره به "عقل فعّال" است كه صوفی زاهد را در وصول به حق یاوری می كند. حیّ بن یَقظان به وصیت پدر به گردش در بلاد مبادرت جسته و یَقظان مفتاح همه ی علوم را به پسر داده بود. حیّ، نویسنده ی كتاب را با خود به سیاحت عالم برد، نخست او را به چشمه یی عجیب نظیر چشمه ی حیات كه در داستان اسكندر می بینیم راهنمایی كرد. هر كس ازین چشمه بنوشد از بیابان های سخت و كوه های بلند می تواند گذشت. این چشمه در آن سوی ظلمات و در بیابانی روشن و نورانی واقع است (یعنی فلسفه در آن سوی جهل). سپس از دو قسمت عالم، عالم ماده و عالم معنی، طی مراحل و وصول به حق به طریق رمز سخن رفته و این بحث با بیانی شیرین به وصف واجب الوجود ختم شده است. داستان حیّ بن یَقظان شیخ بسیار مورد توجه واقع شده و از جمله ی كتبی است كه هم در عصر نویسنده ترجمه شده است. ترجمه و شرح فارسی این كتاب به امر "علاءالدوله ی كاكویه" و در دربار او انجام گرفت و مترجم و شارح آن ظاهراً یكی از شاگردان شیخ و بنا بر عقیده ی بعضی ابوعبید جوزجانی است. درین ترجمه و شرح نخست متن عربی هر یك از عبارات و سپس ترجمه ی آن به عنوان "تفسیر" و بعد از آن "شرح" آن قسمت آمده است. فصاحت، سلامت كلام و سلاست بیان در این رساله به حدّ‌اعلی است و اگر چه مفردات كهن و تركیبات قدیم فارسی در آن فراوان است لیكن كلمات عربی هم در آن چندان كم نیست. این ترجمه و شرح چنان كه از مقدّمه ی آن برمی آید در حیات ابوعلی فراهم آمده و بنابراین تاریخ تألیف آن پیش از (428 هـ.) است و به هرحال این تاریخ نمی تواند از تاریخ (433 هـ.) یعنی تاریخ فوت علاءالدوله ی كاكویه متأخر باشد.


برگرفته از: دانشنامه زبان و ادبیات فارسی


برچسب‌ها: قصه, حی بن یقظان, زنده بیدار, ابو علی سینا

اسلایدر