کردی.اسلامی.تاریخی
..هر گونه استفاده از مطالب وبلاگ medie کاملا آزاد است..
|
|
|
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم مهر ۱۳۹۴ توسط فایق شریعت پناه
|
هر روز، مؤذن پنج نوبت مؤمنان را به نماز فرا میخواند. مساجد بزرگ دارای یک یا چند منارهی بلند هستند که مؤذن برای سردادن به بالای آن میرود: الله اکبر، الله اکبر؛ خدا برتر از آن است که بتوان او را وصف کرد، خدا برتر از آن است که بتوان او را وصف کرد. او ملبّس به به عبای سیاه و عمامهی سبر با صدایی پر طنین فریاد میزند: حی علىٰ الصلاة، حی علىٰ الصلاة! برای مسلمانِ مخلص، درنگ برای نماز در هر کجا به مراتب مهمتر از رفتن به جای ویژه برای به جا آوردن آن است. او ممکن است بی اختیار در قطار، در صحرا، یا در خانه، و هر جایی که برای پهن کردن سجادهی نماز مناسب است، نماز بخواند. اما مساجد اماکن رسمی عبادت مسلمانان است که در هر کجا یافت میشوند و متداولتر از کلیساها یا پرستشگاههای کوچک غیر رسمی هستند. مسلمان میتواند در نمازخانهی کوچک جنب یک مدرسه، یا دانشکده، در کنار مرقد اولیای اسلام، یا حتىٰ در خیابان شلوغ نیز نماز بخواند. در روزهای جمعه در شهرهای پر جمعیت، در صحن مساجد جای سوزن انداختن نیست و مردان نمازگزار در خیابان بیرون محوطهی مسجد دو زانو مینشینند. با آن که الله، خدای یکتا، همه جا هست، ولی فرد حضور او را در زیبایی و پاکیزگی طرحِ مساجد بزرگ جمعهی شهرهای بزرگ - که در ظهر آن روز در آن جا گرد هم میآیند - قویتر احساس میکند. نمازگزار با قدمهای بسیار سریع از دروازهی بزرگی که از خانهی خدا حفاظت میکند، وارد میشود. در این جا کفشهایش را در میآورد؛ زیرا اکنون به مکانی مقدس وارد میشود: حیاطی وسیع، فرش شده با آجر، که دور تا دور آن را دیوار طاقنمای حلقهای مانند فرا گرفته است... هر مسلمان باید پیش از عبادت دست و روی خود را بشوید، آیینی که به مؤمنان یادآوری میشود که نظافت و نماز با هم توأم است. فضا، نور و سایه، و تناسب سادهی ابعاد از مشخصات معماریی هستند که آفرینندهی حسِ آرامش و صفای روحانیاند. در ایام مقدس، مسجد مملو از دیندارانی است که به سجده میافتند و پیشانی بر خاک مینهند و به دفعات در ترنم موزون نمازگزاران، به رهبری امام که آیاتی از قرآن میخواند و یا برای وعظ به منبر میرود، بر میخیزند. مسلمانان بر این باورند که نماز در فضای باز انسان را به خدا نزدیکتر میسازد؛ در مسجد نشانی از مجسمه، عکس، وسایل موسیقی، یا دیگر عوامل منحرف سازنده به چشم نمیخورد، فقط محراب گوشهی مسجد به عابد نمازگزار میفهماند که مکه، شهر مقدس مسلمانان، در کدام سو قرار دارد. در همین مکه، در عربستان، بود که دین اسلام ظهور یافت. در ان شهر بیابانی حضرت محمد (صلى الله علیه وسلم) - که به سال ۵۷۰ میلادی از پدر و مادری تهیدست چشم به جهان گشود - دینی به نام اسلام - به معنی تسلم به فرمان خدا - پدید آورد (مسلمان نیز از همین ماده است؛ به معنای کسی که خدا را باور دارد و تسلیم مشیت اوست). مکه، سالها پیش از تولد حضرت محمد (صلى الله علیه وسلم)، یک مرکز مذهبی بود. در قلب این شهر، کعبه، بنای مکعب شکل و بی پنجره که در آن سنگ سیاه (حجر الاسود) نگهداری میشود، قرار دارد. عربها میگویند: این سنگ سیاه به توسط جبرئیل امین به بزرگسالار عهد عتیق، ابراهیم داده شده است. اما اعرابِ روزگار حضرت محمد (صلى الله علیه وسلم) در مکه خدایان قبیلهای و بدوی بسیار عجیبی را میپرستیدند. دور تا دور کعبه را بتها و مجسمهها گرفته بودند. هنگامی که بازرگانان به مکه میآمدند، مبلغان این فرقههای کافر در میان همهمه جمعیت فریاد برمیآوردند و هدیه و قربانی میخواستند. محمد (صلى الله علیه وسلم)، در جوانی، از این یاوه سراها و خرافه پرستانی که خدایان عجیب و غریب را پرستش میکردند، سخت در رنج بود. اغلب برای نماز و کسب شناخت واقعی خدا به غاری در کوهها میرفت. بر اساس احادیث اسلامی یک شب که محمد (صلى الله علیه وسلم) به نماز و نیایش نشسته بود، پرتو نوری خیره کننده پدیدار گشت و محمد در خواب و بیداری جبرئیل امین را به چشم دید. بنابر این حدیث و احادیث دیگر، جبرئیل به محمد گفت که او پیامبر خداست و باید فرامین خدا - یا به قول اعراب: الله - را بنویسد. چون محمد خواندن و نوشتن نمی دانست، لذا ۱۱۴ سورهی قرآن، کتاب مقدس مسلمانان، را برای نزدیکان و دوستان برخواند. محمد (صلى الله علیه وسلم)، پیامبر خدا، به رغم نصایح پیروان خود به تبلیغ تازهی یگانه پرستی پرداخت. وقتی روحانیانِ کافر و بزرگان مکه به قتل او کمر بستند، محمد (صلى الله علیه وسلم) در ۶۲۲ عازم مدینه شد که مسلمانان به آن هجرت میگویند. مسلمانان - همچنان که تاریخ مسیحیان با میلاد مسیح علیه السلام مشخص میشود - تاریخ خود را به صورت هجری مشخص میسازند. در مدینه، محمد (صلى الله علیه وسلم) پیروان زیادی یافت، و چند سال بعد با نیرویی ده هزار نفره برای بازپس گیری مکه بازگشت. اصول عقیدتی محمد (صلى الله علیه وسلم) تنها به نماز و اعتقاد به خدا محدود نماند و به زودی همه چیز از قوانین تا البسه، ترتیب غذا و آداب و رسوم ازدواج را در برگرفت. او در کنار پیشوایی مذهبی، رهبر امور غیر مذهبی نیز شد، و حکومتی که در عربستان بنیان نهاد، بر حکومتهای اسلامی آتی، از جمله حکومت پاکستان، تأثیری فراوان گذاشت. دین تازهی اسلام به زودی قبایل عرب را دوباره متحد کرد، چنان که پس از آن شروع به فتح کشورهایِ دیگر کردند. تا اواخر سدهی هفتم سرتاسر خاورمیانه و بخش اعظم افریقا زیر سلطهی مسلمانان بود. در سال ۷۱۱ م. مسلمانان وارد اسپانیا شدند. در همان زمان امپراتوری اسلامی تا هندوستان امتداد یافت. در ۷۱۲ م. مسلمانان به سرزمین سند پا نهادند و بلافاصله پس از آن شهر بندری Bambhore را در نزدیکی کراچی امروزی ساختند. در پاکستان و سرتاسر جهان اسلام، قرآن مجید به علاوهی سنت، که بخش اعظم آن را احادیث و روایات تاریخی تشکیل میدهد، راهنمای اخلاقی و رفتار مؤمنان است. در اسلام کهنگی وجود ندارد. قرآن به هر مسلمان میگوید که مذهب پیوند مستقیم و فردی میان هر فرد و خدایی است که همهی انسانها را برابر میداند. احکامی اخلاقی شبیه آن چه که در مذاهب دیگر یافت میشود، وجود دارند که هر مسلمان ملزم به اطاعات از آن هاست: نباید به سرقت، دروغگویی، شراب خواری، یا خمر، قمار، زنا اقدام ورزد و نیز از پرستیدن بتها و یا هر نوع تصوری اجتناب نماید. اندیشمندان آگاه مسلمان به رابطهی تاریخی اسلام با یهودیت و مسیحیت اشاره میکنند. به گفتهی قرآن، محمد (صلى الله علیه وسلم) آخرین فرد از خاندان طولانی پیامبران، از جمله ابراهیم، موسىٰ و عیسىٰ است. همچنان که مسیحیت به دنبال دین یهود پدید آمد، اسلام نیز پس از مسیحیت ظهور کرد. مسلمانانِ امروز از این بابت پیوند بس نزدیکی با دیگر ادیان غربی احساس میکنند. فیلسوفان دورنگری چون اقبال پیوندهایی معنوی میان فرهنگ اسلام و مسیحی - یهودی میدیدند. برچسبها: اسلام, دین, بزرگ, آینده |
|