کردی.اسلامی.تاریخی
..هر گونه استفاده از مطالب وبلاگ medie کاملا آزاد است..  
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط فایق شریعت پناه |
 

اسلام برای حیات حیوانات حقوقی را محفوظ داشته است که بر آن اساس هیچ انسانی نباید بر آن حقوق تجاوز نماید مگر اینکه ناچار باشد و از آن بترسد و یا اینکه از گوشت آن استفاده نماید و یا جهت علاج و یا هر منفعت ضروری دیگر استفاده کند.

امام مسلم ازابن عباس روایت کرده است‌که پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت‌:

«لا تتخذوا شیئا فیه الروح غرضا »

 یعنی: چیزی‌که جان دارد بیهوده و برای سرگرمی آماج و هدف تیر قرار ندهید.

 

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ما من إنسان قتل عصفوراً فما فوقها بغیر حقها إلا سأله الله عز وجل عنها , قیل : یا رسول الله وما حقها ؟ قال : یذبحا فیأکلها ولا یقطع رأسها ویرمی بها».[ رواه النسائی (7/207) , والحاکم (4/233) (7574) وصححه ووافقه الذهبی ]

یعنی: هر انسانی گنجشکی یا حیوان کوچکتر از آن را بدون رعایت حقش بکشد، خداوند عزوجل او را بازخواست می کند، گفتند: ای رسول خدا حق این حیوانات چیست؟ فرمودند: باید ابتدا او را ذبح کند و بعد گوشتش را بخورد نه اینکه سرش را بکند و آنرا دور بیاندازد.

بنابراین حقوق حیوانات و جانوران در اسلام صیانت شده و به کسی اجازه داده نشده که بدون دلیلی حیوانات را بکشد یا آنها را مورد آزار و اذیت قرار دهد.

بروایت ابن عمر پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود‌:«عذبت امرأة فی هرة سجنتها حتی ماتت فدخلت فیها النار، لاهی أطعمتها وسقتها، إذ حبستها، ولاهی ترکتها تأکل من خشاش الارض »

یعنی: ‌زنی بخاطر گربه‌ای ‌که حبسش‌کرده بود تا مُرد که نه به آن خوراک و آب داد و نه او را رهاکرد تا از حشرات زمین تغذیه‌کند این زن وارد آتش دوزخ شد وعذاب دید. بروایت بخاری و مسلم‌.

از اسماء دختر ابوبکر صدیق رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «قَدْ دَنَتْ مِنِّی الْجَنَّةُ، حَتَّی لَوِ اجْتَرَأْتُ عَلَیْهَا، لَجِئْتُکُمْ بِقِطَافٍ مِنْ قِطَافِهَا، وَدَنَتْ مِنِّی النَّارُ، حَتَّی قُلْتُ: أَیْ رَبِّ، وَأَنَا مَعَهُمْ؟ فَإِذَا امْرَأَةٌ ـ حَسِبْتُ أَنَّهُ قَالَ: تَخْدِشُهَا هِرَّةٌ قُلْتُ: «مَا شَأْنُ هَذِهِ؟» قَالُوا: حَبَسَتْهَا حَتَّی مَاتَتْ جُوعًا، لا أَطْعَمَتْهَا وَلا أَرْسَلَتْهَا تَأْکُلُ ـ قَالَ: حَسِبْتُ أَنَّهُ قَالَ: «مِنْ خَشِیشِ أَوْ خَشَاشِ الأَرْضِ». (بخاری:745)

«بهشت چنان نزدیک من آمد که اگر بخود جرأت می دادم از میوه های آن برای شما می آوردم. دوزخ نیز چنان نزدیک من آمد که با خود گفتم: خدایا ! مگر من هم از دوزخیانم؟ در آن اثنا، چشمم به زنی افتاد که گربه‏ای، چهره اش را می خراشید. پرسیدم: این زن، چه کرده است؟ گفتند: گربه ای را در دنیا حبس کرده  تا اینکه از گرسنگی مرده است. نه به او غذا ‏داده و نه او را آزاد گذاشته تا از حشرات و چیزهای دیگر زمین، تغذیه کند».

 

از ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت شده است که فرمود: کنَّا مَعَ رسول الله صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فی سَفَرٍ، فَانْطَلَقَ لِحَاجَتِهِ، فَرَأَیْنَا حُمَّرَةً مَعَهَا فَرْخَانِ، فَأَخَذْنَا فَرْخَیْهَا، فَجَاءَتِ الْحُمَّرَةُ فَجَعَلَتْ تَعْرِشُ فَجَاءَ النَّبیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: «مَنْ فَجَعَ هذِهِ بِوَلَدِهَا؟، رُدُّوا وَلَدَهَا إِلَیْهَا». وَرَأَی قَرْیَةَ نَمْلٍ قَدْ حَرَّقْنَاهَا، فَقَالَ: «مَنْ حَرَّقَ هذِهِ؟» قُلْنَا: نَحْنُ. قَالَ: «إنَّهُ لاَ یَنْبَغِیْ أَنْ یُعَذِّبَ بالنَّارِ إِلاَّ رَبُّ النَّارِ». رواه أَبُو داود بإسناد صحیح.

یعنی:با پیامبر صلی الله علیه وسلم در سفری بودیم، پیامبر صلی الله علیه وسلم برای قضای حاجت رفت و ما حمره‌ای (مرغی است سرخ رنگ، مانند گنجشک) را دیدیم که دو جوجه به همراه داشت و جوجه‌های او را گرفتیم، مرغ آمد و شروع به تعریش کرد (بلند می‌شد و بال‌های خود را می‌گسترد که شاید بچه‌ها را زیر سایه‌ی بالش قرار دهد) پیامبر تشریف آوردند و فرمودند: «چه کسی این مرغ را با ربودن بچه هایش آزرده و به درد آورده است؟ بچه‌هایش را به او بازپس دهید». و لانه‌ی موری را دید که آن را سوزانده بودیم، فرمودند: «چه کسی این را سوزانده است؟» گفتیم: ما، فرمودند: «جز خدای آتش، کسی نباید با آتش عذاب دهد» ابوداود [(2675)] به اسناد صحیح

 

اما کشتن چه حیواناتی در حالت معمولی جایز است؟

از  حیوانات  تنها  چیزهائی‌ کشته  می‌شوند که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  دستورکشتن  آنها  را  داده  باشد.  که  عبارتند  از: 

الغراب : کلاغ , زیرا محصولات کشاورزی را از بین می برد .

الحِدَأَةُ : پرنده ای است که لباس و جواهر آلات را می دزدد.

الْفَأْرَةُ : موش , زیرا با حفاریهایی که انجام می دهد باعث ویرانی در ساختمانها می شود .

الکلب العقور : سگ هار . اما اگر موذی بود باید او را طرد کرد و نباید کشته شود.

و عقرب؛ زیرا ممکن است ناگهانی انسان را نیش زند و موجب مرگ وی شود.

مار؛ که اگر مار کوچک باشد و داخل منزل شده باشد باید سه بار گفت: از منزل خارج شو، بعد از آن اگر خارج نشد کشته شود.

وزغ ؛که نوعی مارمولک است.

 

دلیل آن نیز بخاطر وجود احادیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم است:

« خمسٌ من قتلهن وهو حرام فلا جناح فیهنّ : العقرب والفأرة والکلب العقور والغراب والحدیا» رواه مسلم (1199)

یعنی: کشتن پنج حیوان برای کسی که در احرام است ایرادی ندارد: عقرب، موش، سگ هار، کلاخ، و پرنده ی دزد.

 

  و از عایشه رضی الله عنها روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: « خمسٌ من الدوابِّ کُلُّهنَّ فواسق یقْتلنَ فی الحلِّ والحرَمِ : الْعقربُ والحدَأَةُ والغُرابُ والفأرةُ والکلبُ العقور» متفق علیه

یعنی: پنچ نوع ازجنبنده گان است که موذی هستند، در (سرزمین) حرم و خارج از حرم (سرزمین ‏حلال) کشته می شود: عقرب و باز شکاری و کلاغ و موش و سگ هار.

و در لفظ دیگر چنین آمده:«خمس فواسق یقتلن فی الحل والحرم : الحیة ، والغراب الأبقع ، والفأرة ، والکلب العقور، والحدیا»

که در این لفظ، کشتن مار نیز اشاره شده است.

در "‌صحیحین‌" از حدیث  ام شریک آمده است‌:‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  دستور داد وزغها  (نوعی مارمولک) ‏را  بکشند  و آنها  را  فاسقک  نامید: « أن النبی - صلی الله علیه وسلم - أمر بقتل الوزغ » . متفق علیه

و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «من قتل وزغا فی أول ضربة له مائة حسنة ، وفی الثانیة دون ذلک . وفی الثالثة دون ذلک» رواه أحمد ومسلم ولابن ماجه والترمذی معناه

یعنی: هر کس با اولین ضربه مارمولکی را بکشد یکصد حسنه برای او می رسد و اگر با ضربه ی دوم آنرا بکشد اجر وی کتر خواهد شد و اگر با ضربه ی سوم باشد اجرش باز کمتر می شود.

 

‏همچنین جایز است که شخص حین نماز خواندن اگر مار یا عقربی را دید او را بکشد؛

از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « اقتُلُوا الأسوَدیْنِ فی الصلاة : الحیّةَ والعقرب ». أخرجه الأربعة وصححه ابنُ حِبّان.

« دو سیاه، مار و عقرب را در نماز بکشید».

 

علاوه بر این موارد که بصورت مشخص تعیین شده بودند، هر جانوری‌ که  ضررداشته  باشد  حکم  اینها  را  دارد  مانند:  زنبورموذی یا مورچه ی موذی یا حشراتی که به شخص آسیب می رسانند یا او را آزار می دهند و یا هر حیوان دیگری که قصد ضربه رساندن به انسان را داشته باشد مانند گرگ و یا حیواناتی که ناقل بیماری خطرناکی هستند که احتمال سرایت آنها به انسان یا دیگر حیوانات مفید وجود دارد که در آنصورت کشتنشان جایز است، مانند گربه ای مریض که احتمال سرایت به انسان یا حیوانات اهلی در آن وجود دارد یا ممکن است مرض آن حیوان موجب زیان رساندن خوراک یا سلامت افراد خانواده یا منطقه ای شود که در تمامی موارد مذکور کشتن چنین حیواناتی جایز است.

پس هر وقت  این  جانوران‌کشته  شوند  درکشتن  آنها  ضمانتی  وجود  ندارد. و همچنین‌کشتن  درندگان  دیگر و  حشرات اگر چه اهلی نیز شده  باشند و دراین  سخن اجماع  علما  وجود  دارد.

مگر گربه ‌که  قتل  آن  موجب  پرداخت  قیمت  می‌شود  مگر  اینکه  ازحد  خود  تجاوزکرده  باشدکه  درآن صورت ضمانت برآن نیست‌.

 

اما باید توجه داشت که کشتن هیچ حیوانی با آتش جایز نیست زیرا آتش بر مخلوقات فقط حق خداوند است. اما چنانچه لازم باشد ابتدا بایستی با وسیله ی دیگری کشته شوند بعد آتش زنند.

ابوهریره رضی الله عنه می گوید: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «قَرَصَتْ نَمْلَةٌ نَبِیًّا مِنَ الْأَنْبِیَاءِ فَأَمَرَ بِقَرْیَةِ النَّمْلِ فَأُحْرِقَتْ، فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ: أَنْ قَرَصَتْکَ نَمْلَةٌ أَحْرَقْتَ أُمَّةً مِنَ الأُمَمِ تُسَبِّحُ». (بخاری:3019)

«یکی از پیامبران را مورچه ای گزید. به دستور او، لانة مورچه ها را سوختند. خداوند، به او وحی فرستاد که تو را  مورچه ای گزید و تو یکی از امتها را که تسبیح می گفتند، به آتش کشیدی».

البته این بدان معنا نیست که کشتن مورچه هیچ وقت جایز نیست و اگر مورچه ها نیز باعث زیان و آسیب باشند کشتنشان مباح است، و حدیث بر این دلالت دارد که آتش زدن حیوانات زنده صحیح نیست.

 

اما در طرف مقابل یک سری از حیوانان مشخصا توصیه شده اند که کشته نشوند، مانند: مرغ  شانه بسر- (‌هدهد) و مورچه  و زنبورعسل و پرستو و قورباغه و صرد (پرنده ای است بزگتر از گنجشگ، شکمش سفید وپشتش سبز، دارای سر ومنقاری بزرگ است که ‏معمولا حشرات وگنجشک را شکار میکند.‏).

دلیل آن احادیث صحیح زیر هستند:

وعن ابن عباس قال نهی رسول الله - صلی الله علیه وسلم - عن قتل أربع من الدواب : النملة والنحلة والهدهد والصرد . رواه أحمد وأبو داود وابن ماجه

یعنی: از ابن عباس رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم از کشتن پنج جانور نهی فرمودند: مورچه، زنبور عسل و هدهد و صرد.

و در نهی کشتن قورباغه آمده:

وعن عبد الرحمن بن عثمان قال:«أَنَّ طَبِیبًا سَأَلَ النَّبِیَّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَنْ ضِفْدَعٍ یَجْعَلُهَا فِی دَوَاءٍ فَنَهَاهُ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَنْ قَتْلِهَا». أبو داود(3871) والنسائی و البانی آنرا در صحیح ابوداود صحیح دانسته است.

یعنی: از عبدالرحمن بن عثمان روایت است که گفت: طبیبی از پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد قورباغه پرسید که آیا می تواند آنرا بعنوان دوا استفاده کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم او را از کشتن آن نهی کرد.

اما اگر حتی این جانوران نیز موجب ضرر و زیان شوند، در آنصورت کشتن آنها مباح می شود ولی بهتر آنست که قبل از کشتن با روشهای دیگری آنها را طرد نمود یا بنوعی جلوی زیانشان را گرفت و اگر فایده ای نداشت آنوقت کشتن آنها جایز می شود.

 

با توجه به این مطالب درمی یابیم که کشتن گربه چنانکه از حدود خود تجاوز کرده باشد و باعث زیان رساندن به اشخاص شوند از قبیل زیان مالی یا جانی، در آنصورت کشتنش مباح است اما بهتر آنست که اگر مثلا گربه ای جوجه و دیگر پرندگان را می خورد، ابتدا به راههای دیگر مانع گشت ولی اگر فایده ای نداشت در آنصورت جهت حفظ مال یا جان خود می توان آنرا کشت. والله اعلم

اما اگر گربه دارای صاحبی باشد، در آنصورت اگر آن گربه جوجه های مردم را بخورد صاحب گربه ضامن است و باید نزد صاحب گربه طلب خسارت نمود.

 قاضی  عیاض گفته  است‌:  "‌هرگاه  کسی  گربه‌ای  را  نگهداری  می‌کرد  که  جوجه  مردم  را  می‌خورد،  اوضامن  چیزی  است‌که  تلف  می‌کند،  همانگونه‌که  ضامن  چیزی  می‌باشدکه  سگ‌گزنده‌اش  تلف  می‌کند.  وفرق  نمی‌کندکه  شب  باشد  یا  روز  ولی  اگرگربه  به  جوجه  خوردن  عادت  نکرده  باشد،  صاحبش  ضامن  چیزی  نیست‌که  تلف‌کرده  است  همانگونه  که  درباره  سگ  نیز  چنین  می‌باشد.  اگر  سگ‌گزنده‌ای  یا  گربه‌ای  نزد  انسانی  حاضر  شد،  بدون  اینکه  او  آنها  را  نگه‌داری‌کرده  یا  انتخاب‌کرده باشد  و  موجب  تباهی  چیزی‌گردد  آن  شخص  ضامن  نیست‌،  چون  خود  سگ  یا گربه  موجب  تلف  شدن  و  سبب  آن  می‌باشد  و  او  درآن  دخالتی  ندارد." (فقه السنه سید سابق)

 

اما آنچه که در سوال گفته شده که چون پیامبر صلی الله علیه وسلم بر روی گربه دست کشیده پس نباید کشته شود، ما هیچ نصی بر این ادعا نیافتیم و بنظر نمی رسد صحیح باشد و به فرض صحت باز دلیل بر این نیست که گربه را هیچ وقت نباید کشت، زیرا دفع ضرر موجب می شود که حتی اگر لازم شود گربه یا هر حیوانی را کشت.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت


برچسب‌ها: حقوق, حیوانات, فاسق خمسه, حیونات موذی

اسلایدر