نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱ توسط فایق شریعت پناه
|
زندگانی امام بخاری- رحمه الله-
طبق قول راجح، امام بخاری- رحمه الله- در 13 شوال سال 194 هـ.ق بعد از نماز جمعه، متولد شد.
امام
– رحمه الله- هنوز کودک بود که پدرش را از دست داد و مادرش پرورش او را به
عهده گرفت. مادرش زنی بسیار عبادت گذار بود. امام بخاری در کودکی،
بیناییاش را از دست داد که این امر سبب ناراحتی شدید مادرش شد. او در عالم
غم و اندوه به پیش گاه خداوند متعال با گریه و زاری، به دعا و نیایش
پرداخت تا اینکه یک شب حضرت ابراهیم علیه السلام را در خواب دید. آن حضرت
علیه السلام به او گفت:« دعایت قبول شد و بینایی جگر گوشهات مجدداً به او
برگردانیده شد».
صبح که بیدار شد دید چشمان فرزندش بینا شده است.
مادر
بزرگوار امام بخاری از آغاز کودکی او را به مکتب قرآن کریم جهت حفظ کلام
الله مجید فرستاد. او- امام بخاری- خود میفرماید:« زمانی که در مکتب مشغول
تعلم و حفظ قرآن مجید بودم، خداوند متعال در قلب من القاء فرمود که احادیث
را نیز حفظ نمایم.»
ذکاوت و حافظه امام بخاری رحمه الله
امام بخاری
رحمه الله پس از این که از درس مکتب فارغ شد، در سن ده- یازده سالگی در
مجلس درس محدث مشهور بخارا، علامه "داخلی" رحمه الله و محدثان دیگر حضور
پیدا کرد و دیری نپایید که در احادیث و اسانید آن، مهارت حاصل کرد.
حاشدبناسماعیل
یکی از معاصران امام بخاری میفرماید: به همراه امام بخاری در محضر علما و
مشایخ بصره رفته بودیم. ما شاگردان، احادیث و درسهایی که اساتید به ما
املاء میکردند مینوشتیم اما امام بخاری رحمه الله نمینوشت و فقط سماع
میکرد. شاگردان به صورت طعنه و مسخره به ایشان گفتند: تو در هر صورت وقت
خود را ضایع میکنی، چرا احادیث را نمینویسی؟ امام رحمه الله خطاب به آنان
گفت: نوشتههایتان را پیش خود نگه دارید و گوش کنید تا من همه احادیث را
برایتان بخوانم. او همه احادیثی را که آنان نوشته بودند که مجموعه آنها
پانزده هزار حدیث بود، عیناً به همان ترتیبی که استاد بیان کرده بود، از
حفظ خواند. شاگردان همه متحیر شدند و حتی در بعضی موارد دفترهای خودشان را
طبق حفظ امام تصحیح کردند.{ تاریخ بغداد2\14-15}
سفرهای امام بخاری برای فراگیری حدیث
از حضرت ابراهیم بن ادهم منقول است که فرمودند:« به برکت سفرهای اصحاب حدیث، خداوند متعال بلاها را از این امت دور میگرداند».
امام بخاری رحمه الله نیز برای فراگیری علم حدیث، سفرهای متعددی انجام داد.
نخستین
سفر علمی ایشان زمانی بود که مادر محترمه و برادر بزرگش در سال 210 هـ
عازم سفر حج شدند و امام بخاری را که کوچک بود نیز با خود بردند. پس از
فارغ شدن از حج، مادر و برادرش به بخارا برگشتند و امام به قصد تحصیل علم
در مکه مکرمه ماند.
حجاز مقدس در آن زمان مرکز علم حدیث بود و علما و
مشایخ بزرگی در آن وجود داشتند. امام رحمه الله از اساتید و محدثان بزرگی
همچون ابوالولید احمد بن محمد ازرقی، امام حُمیدی، حسان بن حسان بصری،
خلادبن یحیی و ابوعبدالرحمن مُقری، علم حدیث کسب نمود.
امام رحمه الله
در سن هجده سالگی در سال 212هـ. ق. به مدینه منوره سفر کرد و در آنجا نیز
از محضر محدثان مشهور، کسب فیض نمود. در همین سال بود که کتاب" قضایا
الصحابة والتابعین" را به رشته تحریر درآورد و کتاب" التاریخ الکبیر" را در
زیر نور ماه تالیف کرد.
ایشان علاوه بر استفاده از علما و محدثان بزرگ
حجاز مقدس، به دیگر مراکز علمی بزرگ آن روزگار مانند: شام، مصر، الجزیره،
کوفه، بغداد و.... نیز مسافرت نمود.
اساتید امام بخاری رحمه الله
امام
بخاری رحمه الله از محضر بیش از هزار نفر از علما و محدثان، کسب فیض کرده و
علم حدیث را حاصل نمود که در اینجا مجال ذکر همه آنها نیست. امام بخاری
رحمه الله فقط در حرمین شریفین، از محدثانی همچون ابوعبدالله بن زبیر،
عبدالله بن یزید، ابوالولید احمدبن محمد ازرقی، اسماعیل بن سالم صائغ،
عبدالعزیزبنعبدالله اویسی، ابراهیمبنمنذر، مطرف بن عبدالله، ابوثابت
محمد بن عبیدالله، و ابراهیم بن حمزه- رحمهم الله- و جمع کثیری از علما و
محدثان دیگر بلاد اسلامی اخذ حدیث نموده است.
نکته دیگری که در این مورد
قابل ذکر است اینکه؛ در لیست اساتید امام بخاری شخصیتهای بزرگی به چشم
میخورد که آنها از شاگردان و پیروان مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله بوده
اند، که این خود دلالت بر جایگاه امام ابوحنیفه در علم حدیث نیز میکند.
مشهورترین آنها عبارتند از:1- امام احمد ابوحفص کبیر2- امام عبدالله بن
مبارک 3- یحیی قطان 4- معلی بن منصور5- ابوعاصم نبیل 6- محمد بن عبدالله بن
مثنی انصاری 6- مکی بن ابراهیم 7- اسحاق بن راهویه 8- نعیم بن حماد 9-
حسین بن ابراهیم اشکاب10- فضیل بن عیاض 11- یحیی بن معین 13- وکیع بن جراح
14- حفص بن غیاث 15- ابوبکربن عیاش 16- خالدبن سلیمان انصاری.[ برای تفصیل
بیشتر به کتاب" لامع الدراری ج1 و "انوارالباری" ج1 مراجعه شود]0
شاگردان امام بخاری - رحمه الله-
هنگامیکه
امام- رحمه الله- تدریس حدیث را آغاز کرد پروانگان علم و دانش از هرطرف
برای فراگیری و استماع احادیث نبوی اطراف ایشان را احاطه نمودند. تعداد
دقیق کسانی که در مجلس امام بخاری کسب فیض نمودند مشخص نیست، امام فربری
میفرماید: بیش از نودهزار نفر سماع حدیث را از امام بخاری رحمه لله نقل
کردهاند.
ابتلا و آزمایشات امام بخاری و وفات ایشان
معمولا هنگامی
که یک شخص در علم و کمال به مرتبه بالایی میرسد، همانطور که هواداران و
استفاده کنندگان از او زیاد میشوند، بدخواهان و حاسدان نیز زیاد میشوند.
امام
بخاری - رحمه الله- نیز از این قانون مستثنی نبود. برای ایشان نیز واقعات
تلخ و مشکلات و رنجهای بسیاری پیش آمد که در مواردی باعث تبعید و جلاوطنی
ایشان گردید. نویسنگان، این واقعات را به تفصیل نوشتهاند که برای نمونه
به بیان یک واقعه که متعلق به اواخر عمر مبارک ایشان میباشد، بسنده
میکنیم.
زمانی که امام بخاری رحمهالله وارد وطن خود- بخارا- شد، تدریس
حدیث را آغاز نمود. پس از مدتی حاکم بخارا( خالد بن احمد ذهلی) از امام
درخواست کرد که در کاخ شاهی بیاید و فرزندش را درس بدهد. امام بخاری امتناع
ورزید و این را نوعی تحقیر و تذلیل علم دانست که این امر و همچنین نسبت
دادن موارد کذب از جانب حاسدان، باعث شد تا حاکم بخارا، حکم تبعید امام را
صادر نماید.
هنگامیکه امام از بخارا خارج شد مردم سمرقند از ایشان
خواستند که به شهر آنان بیاید. ایشان به دعوت مردم سمرقند عازم آن شهر شد.
در بین راه در روستای"خرتنگ" جهت استراحت مدتی را اقامت کرد. در همین ایام
خبر رسید که مردم روستای خرتنگ نیز در مورد آمدن امام با یکدیگر اختلاف
کردهاند. شنیدن این خبر امام را بسیار ناراحت کرد. " غالب" میزبان امام
در روستای خرتنگ میگوید: در هنگام تهجد از امام - رحمهالله- شنیدم که
چنین دعا میکرد:« اللهم إنه قد ضاقت علی الأرض بما رحبت فاقبضنی إلیک»(
خداوندا! زمین با وجود وسعت خود بر من تنگ آمده، پس مرا پیش خود بخوان).
یک
ماه از این دعا نگذشته بود که امام در روز شنبه در سال 256هـ.ق. در شب عیذ
فطر بعد از عمری خدمت به اسلام و جمعآوری احادیث نبوی جان به جانآفرین
تسلیم کرد و در همان روستای خرتنگ دفن گردید. گفته شده تا چندین مدت از قبر
ایشان بوی خوش به مشام میرسید و افراد زیادی از دیدن آن تائب میشدند.
این بوی خوش، در واقع بوی اتباع شریعت و احیای سنت بودهاست.
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
نام صحیح بخاری و توضیح آن
امام
بخاری- رحمه الله- که عمر خود را در خدمت به اسلام و احادیث انحضرت
صلیاللهعلیهوسلم سپری نمود بعد از خود آثار گرانبهایی را به جای گذاشت
که هر کدام از آنها در نوع خود برای نفعرسانی به جهان اسلام کمنظیر
میباشند. اما ماندگارترین اثر امام بخاری- رحمه الله- کتابی است که در آن
به جمعآوری احادیث گهربار رسول الکرم صلیاللهعلیهوسلم پرداخته که این
کتاب در جهان اسلام از ارزش بسیار بالایی برخوردار بوده و اجماع امت بر
معتبر بودن این اثر، بیانگر جایگاه این کتاب و گردآورنده آن دارد.
اسم این کتاب گرانبها "الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله صلیاللهعلیهوسلم و سننه و أیامه" است.
"جامع"
در اصطلاح محدثین، به کتابی میگویند که درآن حد اقل هشت مورد از ابواب
احادیث تخریج و جمع آوری شود. و آن هشت ابواب عبارتند از:
1- سیر و مغاری2- آداب 3- تفسیر 4- عقاید 5- فتن 6- اشراط (علامات قیامت) 7- احکام 8- مناقب.
و
آن را به این سبب"مسند" گویند که به همراه سند متصل، روایات مرفوع، نقل
شدهاست و آثار و غیره ضمناً و تبعاً آورده شده اند. "صحیح" یعنی صحت در آن
التزام شده است. و منظور از "مختصر" این که تمام احادیث صحیح، درآن جمع
آوری نشده اند. "سنن" هم اشاره به افعال و تقریرات آن حضرت و "ایام" اشاره
به غزوات و واقعاتی که در عصر مبارک پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به وقوع
پیوسته اند، دارد.
سبب تألیف
در مورد سبب تألیف دونظریه وجود دارد:
یکی
آن است که امام رحمه الله فرموده است: در مجلس درس استادمان «اسحاق بن
راهویه» رحمه الله حضور داشتیم که ایشان به طور عموم خطاب فرمودند: «لو
جمعتم مختصراً یصحح سنة رسول الله صلیاللهعلیهوسلم » (اگر در مورد سنت و
احادیث رسول الله کتابی مختصر گرد آوری می کردید، خوب بود) به همین سبب،
داعیه و انگیزه تألیف این کتاب در قلب من به وجود آمد.
سخن دیگری نیز از خودش مروی است. می فرماید:« یک مرتبه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم
را
به خواب دیدم که کنارایشان نشستهام و با بادبزنی مگسها را از روی مبارک
ایشان دور می کردم. معبران، خواب را اینگونه تعبیر کردند که؛ «أنت تذبّ
عنه الکذب» یعنی تو احادیث کذب و دروغینی که به آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم
نسبت داده میشوند را دفع میکنی. همین خواب، باعث و مشوق من درتالیف این
کتاب گردید».
البته میان این دو سبب، منافاتی وجود ندارد؛ چون ممکن است هر دو موضوع، سبب این امرشده باشد.
اطلاق "أصح الکتب بعد کتاب الله"
نزد
علمای متأخرین صحیحترین کتاب بعد از کتابالله، کتاب صحیح بخاری است. قبل
از به وجود آمدن صحیح بخاری، وصف "أصح الکتب" را بر کتاب"المؤطاء" تألیف
امام مالک-رحمه الله- اطلاق میکردند و بعد از آن صحیح بخاری این مقبولیت
را به خود اختصاص داد.
البته مؤطاء امام مالک و صحیح مسلم نیز به اعتبار
صحت، از جایگاه بالایی برخوردار هستند، اما نزد جمهور علما صحیح بخاری بر
صحیح مسلم به چندین وجه، فوقیت و برتری دارد؛ همچنان که حافظ ابن حجر رحمه
الله با تفصیل آن را به اثبات رسانده است.
برتری صحیح بخاری را بر مؤطای امام مالک به این وجوه و اسباب بیان کردهاند:
- تعداد روایات مرفوعه، در صحیح بخاری خیلی بسیار و روایات مرفوعه ی مؤطا، نسبت به صحیح بخاری بسیار اندک هستند.
-
در مؤطا، احادیث مرفوع و موقوف هر دو، وجود دارد، ولی در کتاب صحیح بخاری
احادیث مرفوع بیان شده و احادیث موقوف بسیار اندک هستند و تعلیقات و غیره
فقط به طور استشهاد آورده شده است.
- نزد امام مالک، مراسیل و منقطعات
حجت هستند و انقطاع سند نزد او ایرادی ندارد، اما نزد امام بخاری، مراسیل
حجت نیستند و انقطاع سند، صحت روایت را از بین میبرد.
بعضی از علمای
غرب (اندلس، مراکش و ...) گفته اند: صحیح مسلم بر صحیح بخاری برتری دارد.
اما نه به این معنی که به اعتبار صحت افضل است، بلکه به این علت که امام
مسلم- رحمه الله- بعد از مقدمهی کتاب، فقط احادیث مرفوع آورده است و
احادیث موقوف نیاورده است، ولی امام بخاری - رحمه الله- ا گرچه در داخل
کتاب، احادیث مرفوع آورده است، اما در ترجمة الباب، تعلیقات و احادیث موقوف
بسیار نقل کرده است.
همچنین به این دلیل که ترتیب صحیح مسلم، بسیار
سهل و مطلوب است که در یک باب همه احادیثی را که متعلق به آن باباند،
میآورد اما امام بخاری این چیز را ملاحظه نکرده، بلکه مثلا یک حدیث را که
طرق مختلف دارد، در جاهای متعددی از کتاب خود میآورد.
البته این مطلب باید گفته شود که این رویه از دقت نظر امام بخاری میباشد که در فهم هر کس نمیآید.
رفع یک اشتباه و غلط فهمی
از
مطالب فوق، نباید اینگونه برداشت شود که همه احادیث صحیح بخاری بر صحیح
مسلم یا دیگر کتب حدیث، تفوق و برتری دارند. بلکه صحت و افضلیتی که صحیح
بخاری نسبت به دیگر کتب برخوردار است، به اعتبار کلی و مجموعی است. چه بسا
احادیث و اسانیدی در کتب دیگر حدیثی میباشند که ازبعضی احادیث و اسانید
صحیح بخاری قویتر هستند.
مدار صحت احادیث بر این امرنیست که در صحیح
بخاری یا صحیح مسلم و ... روایت شده باشد، بلکه معیار صحت هر حدیث، موجود
بودن و یافت شدن شروط صحت حدیث در آن است.
علامه محقق قاسم بن قطلوبغا -
رحمه الله- میفرماید: « قوة الحدیث إنما هی بالنظر إلی رجاله لا بالنظر
إلی کونه فی کتاب کذا» (قوت و صحت حدیث به اعتبار رجال آن است نه به اعتبار
این که در فلان کتاب وجود داشته باشد). [کشف الباری: 1/192-185و انعام
الباری: 1/99و 103و 106و113]
زندگی
امام بخاری، سیرت، شمائل وفضائل وجوانب مختلف شخصیت او را نمی توان در چند
صفحه به بحث وتدقیق گرفت، بلکه آن، نیاز به نگاشتن کتاب ضخیمی دارد، ولی
از باب "ما لایدرک کله، لایترک جله" به صورت بسیار فشرده، معلوماتی را در
مورد ایشان خدمت خوانندگان عرضه میداریم.
نامش: محمد پسر اسماعیل پسر ابراهیم پسر مغیره پسر "بردزبه"
جعفی، وکنیه اش ابوعبدالله ولقبش: بخاری است. او در شب جمعه سیزدهء شوال
سال 199هـ در شهر بخارا تولد یافت.
امام بخاری را "جعفی" بدان سبب گویند که جد بزرگش، مغیره به
دست الیمان الجعفی به اسلام گرائید، ازان سبب نسبت او به سوی قبیله یمان
شد. البته در مورد جدش، یعنی ابراهیم معلومات کافی در دست نیست، اما پدرش،
اسماعیل از عالمان وارع وپرهیزگار و شخص متمول و ثروتمند، و ازشاگردان
امام مالک وحماد بن زید بوده است، او بهنگام مرگش گفته است که در سرمایه
او مال حرام و مشتبه وجود ندارد. بخاری کودکی بود که پدرش وفات یافت، ازان
رو مادرش به تربیت و تعلیم فرزندش همت گماشت، وثروت فراوانی را که از پدرش
به ارث مانده بود، وقف تعلیم وتربیت او نمود.
سفر حج : بخاری بعد از خواندن مقدمات وکسب
معارف آن دوره در بخارا، در همراهی مادر وبرادر بزرگش،َ احمد به غرض ادای
حج عازم مکهء مکرمه گردید، چنانچه پس از ادای فریضهء حج مادرش و برادرش دو
باره به وطن بر گشتند، و امام بخاری به غرض طلب حدیث در همانجا باقی
ماند.
رحلت در طلب حدیث:
چنانکه قبلا یاد آور شدیم، بخاری قبل از
سفر حجش به فراگیری علوم به ویژه احادیث نبوی از علمای بخارا پرداخت، وسپس
به مکهء مکرمه رفت، ومدتی آنجا ماند، پس ازان عازم مدینه منوره گردید،
وسپس به اکثر شهرهای جهان وسیع اسلام، برای استماع حدیث وتکمیل معلومات
خود، مسافرت نمود. او چه در حضر وچه در سفر از اساتید بیشماری استماع
احادیث نموده است، وخودش آنان را بیشتر از یکهزار نفر به شمار آورده است،
وما به طور مثال از بعضی از استادان او نام می بریم:
در بخارا، محمد
بن سلام البیکندی، و عبدالله بن جعفر المسندی، ومحمد بن یوسف ومحمد بن
عروه. در بلخ، مکی بن ابراهیم، قتیبه بن سعید بغلانی، یحیی بن بشر. در
بغداد، عفان، محمد بن عیسی، و سریج بن نعمان، علی بن المدینی، احمدبن
حنبل. در مکه: ابوعبدالرحمن المقرئ ، وحسان بن حسان البصری. در بصره، ابو
عاصم النبیل، وانصاری. در کوفه، عبیدالله بن موسی، و ابونعیم. در شام، ابو
مسهر، ومحمد بن یوسف فریابی. در عسقلان، آدم. در حمص، ابوالیمان. در
دمشق، ابو مسهر. و...
بهمین ترتیب شاگردان بیشماری را هم تربیت کرد،
به عنوان نمونه برخی از ایشان را نام می بریم: امام مسلم، امام ترمذی،
امام نسائی، محمد بن نصر مروزی، صالح بن محمد، مطین، ابن خزیمه، ابوقریش،
ابن صاعد، ابن ابی داود، ابوعبدالله فریری، ابوعبدالله محاملی، ابوزرعه،
ابوحاتم، ابراهیم بن اسحاق، محمدبن یوسف، منصور بن محمد، حماد بن شاکر
وغیره.
خطیب بغدادی از فربری شاگرد بخاری نقل کرده که گفته است:
افراد حلقه های استماع احادیث صحیح بخاری که هم درس من بودند، هفتاد هزار
نفر بودند، که به جز من احدی ازآنان در حال حیات نیست.
ذکاوت و نبوغ:آثار
نجابت و ذکاء از خوردسالی در سیمای او هویدا بود، چنانچه هنوز به بلوغ
نرسیده بود که راجع به مذاهب فقهی و مسائل حدیث و علم اسماء الرجال
معلومات کافی فراهم نموده بود، و در همین دوران برخی مشائخ خود را متوجه
اشتباهات علمی شان می ساخت. ودر شانزده سالگی کتابهای معروفی را خوانده و
احادیث زیادی را استماع نموده بود، او خود گفته است که در نوجوانی هفتاد
هزار حدیث در حفظ داشته ام. وذهبی در بارهء این برهه از عمر او می گوید:
" صنف وحدث وما فی وجهه من شعر" یعنی: او به تصنیف و روایت احادیث در
حالی پرداخت که هنوز مویی در چهره او دیده نمی شد.
امام بخاری از حیث
قدرت ضبط وقوت حافظه از نوابغ روزگار بود، هر گاه کتابی را یک بار مطالعه
می کرد، آن کتاب در حافظه اش می ماند. باری، همدرسانش که هنوز از قدرت
حافظهء او آگاهی نیافته بودند، هنگامی که احادیثی را استماع می نمودند
وآنها را یاد داشت می کردند، می دیدند که بخاری احادیث را یاد داشت نمی
کند، لذا او را به تنبلی متهم کرده و ملامت می نمودند که چرا وقت خود را
بی هوده صرف می نمایی. امام بخاری به آنان گفت: جمع احادیثی را که یاد
داشت کرده اید، پیش روی خود بگذارید که جمعا یازده هزار حدیث هستند، ومن
آنها را از حفظ برایتان می خوانم، بخاری تمام آن تمام احادیث را در حفظ
داشت، و همانگونه که آنان یاد داشت کرده بودند، آنها را بیان نمود، و تمام
همدرسانش را در شگفتی وتعجب انداخت.
بخاری مدتی زیادی در مدینه
منوره به فراگیر حدیث شریف پرداخت، ودر همانجا به تألیف دو کتاب مهمش همت
گماشت، چنانچه او خود گفته است: " در هجده سالگی در روضهء مطهر نبوی، در
شبهای مهتابی کتاب "قضایا الصحابه" و کتاب "التاریخ الکبیر" را تألیف
نمودم".
آنچه محدثان معاصر بخاری را در حیرت انداخته بود، اوج قوت
حافظه وثبت وضبط بخاری نه تنها در متن احادیث، بلکه در اسناد متعدد تمام
احادیث وحتی تقدم وتأخر نام راویان آن اسناد، بود. وهنگامی که قدرت ضبط
وحافظه او در جهان اسلام انتشار یافت، برخی به آن احساس سرفرازی می کردند
وبرخی هم از روی حسادت، چنین قدرتی را برای حافظه بخاری یک مبالغه اغراق
آمیز وغیر قابل قبول می دانستند. لذا برای تحقیق این مطلب دو مرتبه او را
امتحان کردند، یک بار در بغداد، ویک بار در شهر سمرقند که ما یک واقعهء
آنرا طور نمونه درینجا ذکر میکنیم.
در سمرقند که چهار صد نفر اساتید و
طلاب حدیث بعد از شنیدن خبر ورود بخاری بهمان شهر یک هفته دور هم جمع
شدند، وبرای اینکه بخاری را از حیث روایت در اشتباه بیندازند مشورتهایی
کردند، وپلانی سنجیدند به این طور که در مجموعه ای از احادیث، سلسلهء
سندهای شام را در سلسلهء سندهای عراق و سلسله سندهای عراق را در سلسلهء
اسناد شام وارد کردند، وبه همین تربیب در اسناد ومتون یک سلسله احادیث
دیگر، رد وبدلهای را وارد کردند، و وقتی بخاری را از صحت آن احادیث
پرسیدند، بخاری بعد از آنکه تمام اسناد تبدیل شده را به صورت اصلی و واقعی
خود برگرداند، صحت آنها را تأیید کرد، و آن چهار صد نفر نتوانستند در
تصحیح اسناد تبدیل شدهء این مجموعه از احادیث اشتباهی از او مشاهده
نمایند.
بخاری به همان اندازه که در حفظ متون واسناد آنها، اهتمام
وتوجه داشت، به استنباط احکام ومسائل نیز توجه جدی داشت، وبرای ثبت وضبط
آن به قلم دست می برد، به همین جهت شبها ناگاه لحاف را کنار می زد و چراغ
را روشن می کرد، مطلبی را که به ذهنش رسیده بود، یاد داشت می نمود، و چراغ
را خاموش می کرد، و بار دیگر این کنار زدن لحاف و روشن کردن چراغ و یاد
داشت کردن مطلب و خاموش کردن چراغ تکرار می گردید، و گاهی بیست مرتبه
تکرار می شد، واین به ما می رساند که هوش و حواس بخاری همواره متوجه
استنباط احکام از احادیث و فهمیدن معنی واقعی آنها بوده است.
صفات وخصوصیات:بخاری
علاوه بر آن همه تبحر در حدیث وفقه وتفسیر به فضائل اخلاق اسلامی هم
آراسته بود، وبی نهایت بردبار، واهل حیا و دارای شجاعت وسخاوت و ورع ،
پرهیزگاری، زهد، وتقوا بود، هر سحرگاه سیزده رکعت نماز می خواند، و در ماه
رمضان در هر سه شب ختمی را تلاوت می کرد، و همواره بر فقرا ومستمندان
انفاق می کرد. او از غیبت سخت اجتناب می کرد، چنانچه او خود میگوید:
امیدوارم با خداوند ملاقی شوم، وبه سبب غیبت کسی، مرا مؤاخذه نکند.
باری
او در نماز ایستاده بود، زنبوری به لباسش داخل شد، و از هفده جای بدنش او
را نیش زد، ولی نمازش را قطع نکرد، هنگامیکه از نماز فارغ شد، گفت: ببینید
که چیزی مرا در نماز اذیت کرد، دیدند که زنبوری است واز هفده جای او را
گزیده است.
عبدالله بن محمد صیار میگوید: من نزد امام بخاری در منزلش
بودم که کنیزش آمد، ومی خواست داخل خانه شود، ناگهان پایش بر دوات سیاهی
امام بخاری لغزید، امام به او گفت: چگونه راه میروی؟ کنیز در جواب گفت:
هنگامیکه راه مرور نباشد، پس چگونه راه بروم؟! امام بخاری هردو دستانش را
بلند کرد، و گفت: برو ، تو را آزاد ساختم. به بخاری گفته شد که تو را
ناراحت ساخت! او در جواب گفت: با آزاد ساختن او خودم را راضی کردم.
امام بخاری از دیدگاه اساتذه و معاصرانش:بلا
مبالغه تمام اساتذه ، معاصران، و شاگردان وعلمای که بعدا آمده اند، همه به
فضل، کمال، تقوا خدا ترسی، وجایگاه ویژهء علمی امام بخاری در حدیث، فقه،
تفسیر، و تاریخ ، نه تنها معترف بودند، بلکه او را در موارد یاد شده یکتای
روزگارش می دانستند، که ما درینجا چند نمونه از سخنان اساتذه، معاصران،
وشاگردانش را نقل میکنیم:
1- ابو مصعب احمدبن ابوبکر زهری می گوید:
محمدبن اسماعیل از نظر ما نسبت به احمد بن حنبل از مهارت بیشتر در فقه
وحدیث برخوردار است. شخصی از حاضرین او را سرزنش نموده گفت: از حد تجاوز
نمودی؟ ابو مصعب در جواب گفت: هرگاه امام مالک را می دیدی وسپس به سیمای
محمدبن اسماعیل، وسیمای مالک می نگریستی ، البته هردو را در فقه و حدیث
همسان می یافتی.
2- امام قتیبه بن سعید بغلانی استاد امام بخاری، می
گوید: با فقهاء، زاهدان و عابدان نشستم، و از هنگامی که خود را به هوش
یافتم، همانند محمدبن اسماعیل را ندیدم. او در عصرش همانند عمر در عصر
صحابه بود. او میگوید: از شرق و غرب طالبان علم نزدم آمدند، اما کسی را به
سان محمدبن اسماعیل نیافتم.
3- امام احمدبن حنبل گفته است: از خراسان زمین (عالمی) همانند محمدبن اسماعیل بخاری ظهور ننموده است.
4- محمدبن بشار، او را سردار فقهیان می نامید.
5- عبدالله بن محمد مسندی میگوید: محمدبن اسماعیل، امام است، هرکه او را امام نداند، اورا متهم کن.
6- احمدبن اسحاق سرماری میگوید: اگر کسی خواسته باشد، فقیه واقعی و راستین را ببیند، باید بسوی محمدبن اسماعیل نگاه کند.
7-
امام اسحاق بن راهویه که از استادان بلند پایه امام بخاری نیز هست، به
شاگردانش می گفت: این جوان (بخاری) را ببینید ، و ازو حدیث بنویسید، زیرا
اگر او در عصر حسن بصری می بود، بر اساس معرفتی که درحدیث و فقه دارد، حسن
بصری نیازمند او می شد.
8- امام عبدالله بن عبدالرحمن دارمی گفته
است: من در حرمین، حجاز، شام، وعراق علمای زیادی را دیده ام، ولی همانند
محمدبن اسماعیل عالم جامع را ندیده ام.
9- ابوسهل محمودبن النضر
الفقیه می گوید: من از سی تن از علمای مصر شنیدم که میگفتند: ما در دنیا
آرزویی جزاین نداریم که محمد بن اسماعیل را ببنیم.
عودت به بخارا:او
در جریان برگشتش به بخارا با مشاکل زیادی روبرو گردید، که ازانجمله
حسدورزی یکعده مغرضین در نیشاپور، بهنگام اقامتش درانجا، و سپس هنگامیکه
به بخارا رسید، بازهم با مشکلاتی روبرو گردید، و ازانجاکه او به غایت اهل
عزت نفس بود، و هر گز در مقابل زر و زور سر فرود نیاورد، از جمله خالد بن
احمد ذهلی فرماندار شهر بخارا ونماینده تام الاختیار خلیفهء عباسی توسط
شخصی از امام بخاری دعوت کرد تا در قصر او به فرزندانش "الجامع صحیح،
والتاریخ الکبیر" را بخواند، بخاری دعوت او را نپذیرفت، وبرای آن کس گفت:
به فرماندار شهر بگو: من علم را خوار وذلیل نمی کنم، ونه آنرا به دروازه
های سلاطین حمل می کنم، اگر والی نیازی به علم داشته باشد، باید به مسجدم
ویا به خانه ام حاضر شود، ومقوله مشهوری گفت: " فی بیته، العلمُ یؤتی"
یعنی برای فراگیری علم و حلم به کانون آن مراجعه می شود. آن حکمران حقیر
تحمل عزت نفس آن محدث بزرگ را نداشت، و همین جواب او را به دل گرفت، وبعد
به بهانهء واهی و ازجمله گزارش محمدبن یحیی ذهلی که بخاری گفته است: "
تلفظ کردن آیه های قرآن مخلوق است" آن محدث کبیر را از شهر بخاری اخراج
نمود، وبخاری ناچار به قریه خرتنگ در دو فرسخی سمرقند نزد اقوام
وخویشاوندان خود سکونت گزید، ولی دیری نپایید که تازیانهء انتقام بر سرو
کلهء آن حکمران هواپرست فرود آمد، و یک ماه از اخراج بخاری نگذشته بود که
آن حکمران مورد خشم و غضب خلیفهء عباسی قرار گرفت، و به حکم خلیفه به زندان
افتید، ودر همانجا جان داد. و بخاری بعد از اخراجش از بخارا و سکونت در
خرتنگ طولی نکشید که بیمار گردید، و در شب شنبه مصادف عید رمضان سال 256هـ
ازین جهان رحلت نمود.
محمدبن ابی حاتم وراق می گوید: بخاری قدمی
روان است، وهرگاه پیغمبررا (بعد از وفاتش) در خواب دیدم که دنبال پیغمبر
می گذاشت. حقا که بخاری زندگی خویشبر می داشت، بخاری قدمش در موضع قدم
پیغمبر را وقف ونثار سنت گرامی نموده بود، و آنرا مشعل راه خود قرار
داده تا دم مرگ در پرتو آن زیست.
را در خواب دیدم کهعبدالواحدبن
آدم الطواویسی میگوید: پیغمبر با جمعی از یاران شان ایستاده اند، به ایشان
سلام گفتم، سلامم را جواب دادند، من پرسیدم: ای رسول خدا! چرا اینجا
ایستاده هستید؟ فرمودند: منتظر محمدبن اسماعیل هستم. چند روز بعد برایم
خبر رسید که محمدبن اسماعیل در همان وقتی که من پیغمبر را درخواب دیده
بودم، وفات نموده است.
مذهب وعقیدهء امام بخاری: شکی نیست
که امام بخاری به شهادت تمام اساتذه ومعاصرانش، وهمچنان به شهادت کسانیکه
از جملهء شاگردانش وکسانی پس از ایشان آمدند، در پهلوی آنکه او یک محدث
چیره دست و بی نظیر بود، یک مجتهد وفقیه بی مثال نیز بود، چنانچه کتابش
"الجامع الصحیح" شاهد این مدعا است، لذا مقلد دانستن چنین یک امام، محدث و
مجتهد بزرگ، تنقیص به شأن وجایگاه علمی اوست. وبهمین ترتیب عقیده اش،
همان عقیده ناب و خالصی است که از صحابه وتابعین و اتباع ایشان نقل شده
است. چنانچه محمدبن نعیم می گوید: از محمدبن اسماعیل در مورد سخنانی که در
باره ایمان از وی حکایت شده بود، پرسیدم: در جواب چنین گفت: ایمان عبارت
است از قول وعمل، زیادت ونقصان را می ابوبکر، سپس عمر،پذیرد، و قرآن
کلام الله و غیر مخلوق است، بهترین اصحاب محمد سپس عثمان و سپس علی – رضی
الله عنهم – هستند، عقیده ام در زندگی و به هنگام مرگ همین است، وامیدوارم
که برهمین عقیده در باره زنده شوم.
اساتیدی که بخاری از ایشان حدیث
روایت می کرد، صحت اعتقادی شان را در نظر میگرفت، و ازمحدثی که دارای
عقیده فاسد می بود حدیث روایت نمی کرد، چنانچه او خود گفته است: از یک
هزار و هشتاد استادی که حدیث نویشتم، همه محدث، و همه به این عقیده بودند
که ایمان عبارت از قول و عمل است، و زیادت و نقصان را می پذیرد.
تأکید
امام بخاری به صحت عقیده وبه ویژه به قضیه ایمان بدان سبب بود که فرقهء
مرجئه که یکی از فرقه های کلامی است، و دران عصر سخت فعالیت داشتند به این
عقیده بودند که ایمان تنها عبارت از قول است، یا به عبارت دیگر ایمان
عبارت از تصدیق به قلب واقرار به زبان است. ایشان عمل را در مفهوم ایمان
داخل نمی دانستند، همچنان به کمی وزیادتی ایمان قائل نبودند، واین عقیده
با آیات صریح قرآن و عقیده صحابه وتابعین و اتباع ایشان متصادم است، به
این اساس محدثین کرام در برابر این فرقه وهمچنین سایر فرق موضع سرسختانه
داشتند.
مؤلفات امابخاری و " الجامع الصحیح "بخاری
کتابهای بسیار مفیدی را تألیف نموده است، ازجمله تاریخ کبیر، تاریخ اوسط، و
تاریخ صغیر، الادب المفرد، جزء قراءة خلف الإمام، جزء احادیث رفع الیدین
و.. و مهم ترین تألیفش همان کتاب صحیح بخاری است که دراینجا به گونهء
فشرده ازان بحث می کنیم:
صحیح بخاری، که اصل نامش: "الجامع الصحیح
المسند من حدیث وسننه و ایامه" است، و اختصارا ازان به "الجامع الصحیح" و
یا صحیحرسول الله بخاری نیز یاد می شود، از مهمترین تآلیفات بخاری و
همچنین از معتبر ترین کتابهای حدیث در محافل اهل سنت به شمار می آید.
سبب تألیف: اسبابی که باعث شد تا امام بخاری به چنین یک کارنامه بی سابقه
دست یازد، شاید زیاد باشد، ولی اساسی ترین آن دو امر است:
نخست:
امام بخاری میگوید: روزی نزد اسحاق بن راهویه بودیم پس به ما (شاگردانش)
گفت: ای کاش کتاب مختصر وصحیحی را در حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم
تألیف کنید، بخاری میگوید: سخن او به دلم نشست، وازهمان لحظه به تألیف
"الجامع الصحیح " عزم نمودم.
را در خواب دیدم کهدوم: او می گوید:
پیغمبر گویا من پیش روی ایشان ایستاده ام، و در دست بادبانی است که مگس
ها از ایشان می رانم. پس در بارهء این رؤیا از برخی کسانیکه به تعبیر
آشنائی داشتند جویا شدم، دور می کنی، پس این امر سبب شد تابرایم
گفتند: تو دروغ را از حدیث رسول الله به تألیف "الجامع الصحیح" بپردازم.
میان
این دوسبب منافاتی نیست، زیرا نخست استادش او را به این کار تشویق نمود، و
در همین جریان او این رؤیا را دید که همتش را مزید تقویت بخشید، وبه
تألیف "الجامع الصحیح" عملا اقدام نمود.
اما راجع به چگونگی ومقام
تألیف این کتاب، و برای آگاهی از نهایت اهتمام بخاری به تألیف این کتاب،
سر نخ بحث را به دست خودش می دهیم که راجع به آن می فرماید: " تألیف این
کتاب را در مسجد الحرام و در کنار بیت الله آغاز نمودم، و احادیث صحیح این
کتاب را از ششصد هزار حدیث انتخاب کرده ام، و جز حدیث صحیح دران ننوشته
ام، و قبل از نوشتن هر حدیثی غسل کرده ام و دو رکعت نماز خوانده ام، وبعد
از نماز و استخاره از خدا و حصول یقین به صحت حدیث، آن را در کتاب نوشته
ام، ودر مدت شانزده سال تألیف این کتاب را به اتمام رسانیدم، و آن را
دربین خودم و خدای خودم حجت قرار دادم.
تعداد احادیث این کتاب
برحسب توضیحات ابن الصلاح همراه با مکررات(7275)، وبشمارش ابن
خلدون(7200) که سه هزار آن مکرر، وبشمارش حافظ ابوالفضل ابن حجر عسقلانی
با مکررات(7397) که یکصدو بیست و دو حدیث از شمارش ابن الصلاح بیشتر است،
وبدون مکررات (2602) حدیث واگر متون معلقه مرفوعه را که در جای دیگر آن را
وصل نکرده که جمعا (159) مورد هستند، به آن اضافه شود، مجموع احادیث
بدون تکرار به (2761) حدیث بالغ میگردد، ومجموع تعلیق های موجود در آن
بالغ بر (1341) که اکثر آنها مکرر و متن آنها در جمع احادیث کتاب آمده
است، وتنها (160) متن در میان احادیث کتاب نیامده اند، ومجموع احادیث متابع
وتنبیه بر اختلاف روایات بالغ بر(344) حدیث است، بنا بر این تمام آنچه در
آن کتاب وجود دارد، با مکررات بالغ بر (9082) حدیث می باشد، جدا از
احادیث موقوف بر اصحاب، واحادیث مقطوع بر تابعین و مابعد آنان.
تعداد
کتابهای مندرج در این کتاب، یکصدواندی، ومجموع ابواب این کتاب بالغ
بر(3450) ومجموع مشایخ حدیث که در حال روایت از ایشان نام برده است (289)
استاد، و اساتیدی که تنها امام بخاری از آنها روایت کرده نه امام مسلم،
بالغ بر (134) استاد می باشد، و (25) حدیث ثلاثی یعنی احادیثی که میان
بخاری وصحابی تنها سه راوی قرار دارد، در ان وجود دارد.
اهمیت وجایگاه این کتاب: طوریکه
قبلا یاد آور شدیم، صحیح بخاری نه تنها کتاب حدیث بلکه کتاب فقه نیز هست،
وبخاری در تراجم ابوابش استنباطات دقیق و جالب فقهی را ذکر نموده است، وبه
همین سبب دانشمندان اسلامی گفته اند: " فقه البخاری فی تراجم ابوابه"
یعنی فقه بخاری در تراجم ابواب کتابش نهفته است. در پهلوی صحیح بودن تمام
احادیث این کتاب، همین امتزاج حدیثی وفقهی که به آن آراسته است، به این
کتاب منزلت و مقام خاص وبی مانندی را بخشیده است. وهمه را به فضل ومکانت
خویش معترف ساخته است. چنانچه ابن خلدون، در بارهء اهمیت این کتاب در
مقدمه گفته است: بخاری در تألیف این کتاب، تنها بر احادیثی اعتماد نموده که
محدثین بر صحت آنها اجماع نموده اند، وکسی مخالف صحت آنها نبوده است.
ابوجعفر عقیلی میگوید: هنگامیکه بخاری کتابش " الجامع الصحیح" را تألیف
کرد، آنرا به امام احمدبن حنبل، یحیی بن معین، وعلی بن المدینی (که همه از
جمله مشایخش بودند) عرضه کرد، آنان کتاب بخاری را خیلی پسندیدند، وجز
چهار حدیث به صحت سایر احادیث آن گواهی دادند. عقیلی گوید: قول راجح درآن
چهار حدیث، نیز قول بخاری است، وآن چهار حدیث نیز صحیح اند. همچنان ابن
کثیر در البدایه والنهایه گفته است: تمام علما بر صحت و قبول احادیث بخاری
اتفاق نظر دارند. وامام ذهبی در تاریخ اسلام گفته است: صحیح بخاری اجلّ
کتب اسلامی وبرترین آنها بعد از کلام الله است. امام نووی در مقدمهء شرحش
بر مسلم از امام الحرمین ابوالمعالی الجوینی نقل کرده که گفته است: اگر
کسی طلاق واقع نماید که آنچه بخاری ومسلم در کتابشان حدیث صحیح شمرده اند،
بدون تردید حدیث پیامبر است، طلاقش واقع نمی شود، وراست گفته است، چون
علمای اسلام بر صحت احادیث آنها اجماع کرده اند.
نوشته: استاد معتصم بالله اكرامی
مراجع:
1- تذکرة الحفاظ، تألیف: امام ذهبی
2- سیر اعلام النبلاء، تألییف: امام ذهبی
3- هدی الساری، تألیف: امام ابن حجر عسقلانی.
برچسبها:
بزرگمردان جهان اسلام